تو که می دانی چشم پر اشک یعنی چه؟ بغض در گلو نــِشسته را هم که می شناسی؟ و وقتی دلت بخواهد جیغ بزنی از درد و هم دردی کنارت نباشد و مجبور باشی تظاهر کنی که همه چیز به خوبی و خوشی برگزار می شود؟!
ولی نمی دانی که امروز چند بار از ته دلم خواستم که تو اینجا بودی و خودت جوابشون رو می دادی نه من! کاش کنارم بودی و من از طرف تو به چیزی جواب نمی دادم و از اون طرف هم به تو جواب پس بدم که اینها چه کاریست و توجیهی پشت حرف هاشون نیست و ... !
آخر سر هم چوب دو سر گُ...ی شوم! ازین طرف متهم به دفاع از تو و از آن طرف هم متهم به وارد کردن شخص- اشخاص- سوم به رابطه ی دو نفرمان! ( چیزی بر خلاف قانونی که تصویب کرده بودیم )
احساس بدی دارم. در منگنه قرار گرفتم و به من می گویی : "تو مرا تحت فشار قرار می دهی!" کاش اینجا کنارم بودی. نه برای اینکه باری رو که بر دوش دارم تو بکشی٬ نه! فقط بهم بگی چی کار کنم تا از سنگینی بارم کاسته شه.
**دستگاه مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد!
* اضافه شده :
مادرم رو دوست دارم. مادرم پاک ترین و بی آلایش ترین زنیه که تا به امروز دیدم. اگه دلداری های مامان نبود امروز من از ناراحتی دق می کردم. تو که نبودی و من هم این وسط گوشت قربونی! مامان اومد باهام حرف زد و وقتی همه ی حرف های تو رو هم بهش گفتم حق رو به تو داد. گفت من باهات بد حرف زدم. آرومم کرد. الان آروم شدم و فهمیدم تقصیر تو نیست.
این شد اولین جر بحث زندگی ما! لج باز خان که تا وقتی من یه چیزی رو میگم تو قبول نمی کنی همین من عقب نشینی می کنم تو مصرانه خواستار انجام اون خواسته ی من هستی! حالا ببینیم بالاخره این " نمی خواد بیای " ِ من کار دستمون میده یا " باید بیام " ِ تو !
!Skal vi se