من و دگری قبل از انجام دادن مراسم های شرعی و مذهبی! به اسم عقد٬ مدت کوتاهی کنار هم زندگی کردیم.

یکی از مزایایی که داشت این بود که نسبت به هم یک شناخت نسبی زیر سقفی حاصل کرده بودیم٬ ولی یک بدی خیلی گنده ایی که داشت بغض من از برگشتن به خونه بود. خونه ایی که نوید بخش یه دوره ی طولانی ندیدن و بلاتکلیفی و انتظار رو میداد. یعنی هر روزی که می گذشت من حساب و کتاب می کردم که چند روز دیگه تموم می شه! من باید برگردم! او باید برگرده! از توی همون تخت وقتی بغل من خوابیده بود حساب و کتاب می کردم و نم اشکی کنار چشم هام می نشست. می تونم از وسط یک رابطه ی از راه دور واستون بنویسم. هم می تونم از جاهای خوبش بنویسم هم بدش.

هم می تونم از لحظه هایی که به کوچیک ترین دلخوشی های رابطه های معمولی امیدوار میشی بنویسم هم از اشک هایی که مطمئنم توی هیچ کدوم از رابطه های نزدیک از چشم ها جاری نمیشن.

هم می تونم از فرودگاه های تمام دنیا بنویسم٬ که میشن جایی واسه هق هق و هم می تونم از چشم های بسته بنویسم موقع بوسه های طولانی و جریان خونی که تو بدنت دوباره گرم میشه.

باور کرده ام رابطه ی لانگ دیستنس آن وسط ها احتیاج به یک زمان های چند روزه احتیاج داره تا بدون دوست٬ بدون آشنا٬ بدون کار٬ بدون مزاحم٬ بدون ساعت٬ بدون چند شنبه بروی و جبران کنی همه ی دوری ها رو. اینکه پرده ها رو بکشی و نفهمی کی روز میشه کی شب. اینکه در رو به روی هیچ کسی باز نکنی . اینکه به لرزش نور شمع روی سقف اتاق نگاه کنی و به صورت اون.

این طوری ِ که میشه رابطه رو کشوند به یه نقطه ایی تا بتونید نزدیک هم باشید. هم خونه شدن پیش کش! فقط نزدیک هم باشید. پول خون بهای پدر مخابرات رو هر روز پرداخت نکنید. همین که یک مسیج دو کلمه ایی از هم داشته باشید. همین که تو یک تایم زُن باشید.

رابطه های از راه دور پیچیده و سخت است. چند وقت پیش به دوستی می گفتم تا دچار کسی نشدی دور رابطه های از راه دور رو خط بکش. چون اگر به چشم سرمایه گذاری عاطفی بهش نگاه کنید٬ یا اگر آدم لمسی باشید بارها و بارها سرخورده تون می کنه. آدم سختی می کشه دائما. آدم ها رو جفت جفت دیدن٬ مهمونی ها رو تنها رفتن٬ یه جایی از پا درمیاردتون. اسماْ کسی رو دارید٬ ولی در حقیقت ندارید.

از بدی های این رابطه نوشتم٬ از اینکه ناامیدی زیاد داره٬ از سرخوردگی٬ ترس٬ تنهایی زیاد داره. روزها و شب هایی که سهم تون از طرف تون فقط اندازه ی چند دقیقه چت نوشتاری میشه. خیلی حسرت داره٬ حسرت اینکه فقط پشت دست های همدیگه رو نوازش کنید٬ حسرت اینکه تو چشم های هم نگاه کنید ... ولی قسمت خوبش رو ننوشتم. که کیفیت بالایی داره. اگر هردو تاتون اهل کیفیت بالا باشید قدر باهم بودن تون ارزشمند تر از هر بودن دیگه ایی میشه. کیفیتی که شاید در رابطه های دیگه لای روزمره گی ها گم بشه و شاید اون دو طرف ارزش اون لحظه ها رو ندونن.

ادامه دارد ....