خونه مون :)

 

ادامه ی مطلب ...

اخطار : نوشته طولانی ست.

ادامه نوشته

برف ... برف .... برف ... برف نو سلام :)

 

چندین و چند نوشته ی ثبت موقت دارم که منتشر نکردم٬ یا نشده یا نخواستم یا وقت نبوده تمومش کنم و خلاصه ... نشده دیگه! :)

دست و دلم به نوشتن نمیره. شاید یکی از دلایل تازه ش این باشه که هیچ چیز جدیدی نمی تونم به این وبلاگ اضافه کنم چون خیلی از دوست های جدید کشوری که الان توش دارم زندگی می کنم میدونن که من وبلاگ می نویسم و میدونم که سرچ کردن و بی نتیجه مونده٬ این میشه که دیگه دلم نمیخواد عکس خونه مون٬ عکس اولین ماشین مون٬ توضیحات روزهای خوش و ناخوشی که داریم رو اینجا قرار بدم.

همین میشه که فقط به همین اکتفا میکنم که همین الان به دگری می گفتم فکر کنم تا صبح انقدر برف بیاد که دیگه در پارکینگ باز نشه ماشین رو بیاریم بیرون! امسال اولین برف جدی و سنگین ما از دیشب شروع شده و هنوز بند نیومده. منظره های خیلی قشنگی ایجاد شدن. مخصوصا که خونه ت روبه روی یه جنگل کاج باشه و هی وسوسه بشی بری یه دونه از درخت ها رو بکَنی ٬با برف! بیاری جایگزین این درخت کریسمس مصنوعی وسط خونه کنی ....

راستی٬ امروز وقتی از کلاس اومدم کل جلوی خونه رو پارو کردم٬ همین میشه که الان جفت کتف هام میخوان بزنن بیرون!