خب راستش بلد نیستم چطور سر صحبت رو با کسی باز کنم. یعنی همیشه احساس می کنم - تنهایی - خوبه. حالا هر چقدر هم مامان معتقد باشه تو یا دیوونه ایی یا دیوونه! که صبح تا شب چیپیدی توی اتاقت و نه با دوستی میری بیرون و نه میای و ... از کوچه پس کوچه های این شهر تنها دو تا کوچه بالاتر و پایین تر از خونه رو بلدی.
پیش خودم فکر می کنم هوم٬ راست میگه. از بس تو کوچه پس کوچه های مجازی ولگردی و وبگردی کردم دیگه هیچ جا رو بلد نیستم. از بس لابه لای - آروم بگو لا به لا؟! ببین چه آهنگ قشنگی داره؟ - کتاب ها دنبال آدم ها گشتم دیگه نمی تونم یه کوله پشتی بردارم و دنبال آدم ها در عالم واقعیت بگردم. اصلا بلد نیستم با آدم های واقعی درست برخورد کنم. اگه دیر جواب بدن می خوام BUZZ!!! بزنم. وقتی کسی رو نشناسم به راحتی ایگنورش می کنم!
شاید از بدی های این دنیای مجازی باشه که دیگه بلد نیستم با آدمی که وبلاگی نیست و چیزی از آرشیو من نمی دونه دوست بشم. هر کسی که از راه میرسه و می خواد سر صحبت رو باهام باز کنه و اتفاقا سریع باب گفت و گو رو از خودش شروع می کنه٬ " من اینم ... ! " من ... اونم! " سریع از کتگوری فیوریت هایم که حذف می کنم هیچی . از لیست به روز شده هایم هم پاک می کنم. به چشمم مثه اینایی می مونن که میگن : وبلاگ خوبی داری! به منم سر بزن! آپم!
البته که بلدم دوست بمونم. ولی تقریبا الان دوست های نزدیکم می دونن که من گاهی دلم می خواد غیب بشم. زنگ که می زنن جواب نمیدم. ایمیل ها چند روزی ستاره دار میشن و ممکنه مدت مدیدی هم بدون جواب بمونن. دعوت به استخر و شام و بولینگ و همه رو رد می کنم و غیب میشم و سکوت میشه جز جدا نشدنی َم. در یک کلام تُرد میشوم! تُرد که می شوم شکننده میشوم! و دلم می خواهد قایم شوم! جایی همین نزدیکی ها! ته ِ کُمدی! زیر میز ناهارخوری جایی! و از زیر لاکَم یواشکی نگاهتان می کنم. یواشکی حواسم بهتان هست وقتی دارید پیش خودتان زمزمه می کنید : اَه! این پرنسس هم عجب آدمیست ها!
من فقط شکننده شدم! چون میدانم با هر نگاه نا مهربانانه ایی٬ با هر حرف نسنجیده ایی می شکنم! خیلی زود می شکنم! چون هر کلمه هر نگاه همچون خنجری تیز در گلویم٬ در قلبم فرو میرود! روزهای تردانه ایی ترجیح میدهم تنها باشم و گاهی این روزها هفته ها طول می کشد!
پس این یک معذرت خواهی کلی ست از تمام دوستان دیده و ندیده ام در این دنیای مجازی که ببخشید گاهی من اینوزیبل میشوم! گاهی من جواب نمیدهم! گاهی من بد جنس میشوم! گاهی نیستم و نمی توانم به حرف های شما گوش دهم!
که من گاهی روزهای تردانه ایی دارم!
ته نوشت : دیروز ۱۴ فروردین بود! :)