*یکی از این آهنگ های خانوم٬ تونی برکستون٬ بدجور به کارمان می آید این روزها.
حدس بزنید و جایزه بگیرید.
* وقتی سعی می کنی هیش کی نفهمه تو داری گریه می کنی ٬ روتو کردی به پنجره ی قطار٬ اون دور دورا رو مثلا! داری نگاه می کنی٬ دستتو هم گرفتی جلوی صورتتو چشمات ٬ حدالمقدور هم تکون نمی خوری از گریستن٬ بعد یهو یکی بیاد بهت دستمال کاغذی بده ٬ یه احساس مزخرف! یه چیزی مثه درد می پیچه توی نگاهت ..... تا حالا تجربه ش کردی؟
** خودم باورم نمیشد توی قطار! من؟! این همه گریه کنم. وقتی رسیدم خوابگاه چشمام می سوختن.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۶ ساعت توسط
|