* من حالم از بزرگ راه يادگار امام به هم مي خورد!!! ولي
لطفا شما حالتان به هم نخورد! چون اگر مثل من مجبور شويد يک دور شمسي قمري دور خودتان بزنيد و آخر سر مثل جورابي که دور گردن خر! آويزان شده باشد٬ گم شويد و مجبور شويد چند ليتر بيشتر از آن کارت سوختتان بيرون بــِکشيد٬ بعد از آن سعي مي کنيد - حداقل مي توانيد اميدوار باشيد که قرار است از دفعه بعدي سعي کنيد! - آن احساسات مزخرف و بچه گانه و به قول دوستي! رومــَنس تان را! بگذاريد درب کوزه و آن خاطرات را جايي حوالي آن جاي نداشته تان بکنيد و فقط به رانندگي خود فکر کنيد .
--------------------------------------------------------------------------------
*يک مشت و نصفي خاطره دارم که ديگه نمي خوام وبال جونم بشن ٬يه جايي پيدا کردم دنج! واسه دفن خاطره هام! قرار هم هست هر روز برم بهشون آب بدم يه روزي شايد يه گل نرگس در بياد. اون وقت عطر نرگس ميپاچه رو همه ي لباس هام . ولي ببينم .... لباس هام که نمي پوسـَـن؟
--------------------------------------------------------------------------------
* " گفتم عصباني ام، گفتم دارم از خودم انتقام مي گيرم، از اينهمه دعا و زجه موره هايي که انگار هيچ کس نشنيده، خسته ام از اونهمه اشک ريخته و بغض نترکيده? از اون همه سر بردن توي بالش و يواشکي هق هق کردن و نفس کم آوردن. - درست مثل اين بچه هايي که صورتشان را اشک پوشانده و حسرت را چشم هايشان؟! - اين روزها دارم انتقام مي گيرم آن هم از که؟ از خودم!
يه جور حس سرخوردگي شايد ...
که قديم ترها با نوشتن خالي ميشد و اين روزها ... ديگه چي رو بايد خالي کرد روي کاغذ؟ چه چيزي هست که تکرار نشده باشه و نگفته باشم و ننوشته باشم؟ لعنتي! يه بغضي مي چپه توي گلوم که فقط انگار حجم حضور شانه هاي تورا مي خواهد و بس که بپاشمش بيرون و خالي بشم .... يه جور نرمي و لطافت نوازش ِ دستانت را مي خواهم ....
فقط اين گلهاي روي ميز که جلوي چشممه، خيالم رو زنده مي کنه که چي ميشد اگه اين گلهاي سرخ روي ميز رو تو براي من آورده بودي، نه کسي ديگر براي کسي ديگر؟
و خيال مي کنم روزي را که آمدي و روي همين صندلي نشستي روبروي پدر و ...
هيچ...
گفتم که، ديگر قصه اي براي گفتن نمانده است و حرفي براي نوشتن .
ديگر دلم هم انگار ارزشي ندارد، که ارزش هر دلي به حرفهاييست که براي نگفتن دارد و من ديگر حرفي ندارم براي نگفتن جز ...
فقط مي دانم دلم زياد تنگ مي شود و گفته بودم يک بار پيش تر ها شکسته ام٬ نگفته بودم؟
و حتي خيال دوست داشته شدن هنوز حس قشنگي براي آدم است
و من هرگز به کسي نگفتم که ارزش هر دلي .... هوم! "
--------------------------------------------------------------------------------
* کسي اين آهنگ گرد باد پاييزي رو بلده؟ آخ اين آهنگه دقيقا وصف حال روحي الان منه!
--------------------------------------------------------------------------------
* خيلي خوبه که اينجا خودمم! خيلي خوبه که اينجا ميشه نوشت ٬ميشه بود ٬ميشه ..... لعنت به من که خواهري نداشته ام هيچ وقت!!