شروط ضمن عقد
راستش این روزها کمی سرم شلوغه و نوشتن شرایط ضمن عقد تا الان عقب افتاد.
قبل تر از اینکه به عقد فکر کنیم منو دگری همیشه درباره ی قوانین ازدواج و حتی طلاق در ایران صحبت می کردیم. ولی هیچ وقت جدی تحقیق و مطالعه نکرده بودیم. روزهای آخری که تقریبا به یه قطعیتی رسیده بودیم و می دونستیم که طی چند روز آینده عقد شرعی بین ما جاری میشه مطالعه مون رو جدی تر کردیم که پیشنهاد من به همه ی کسانی که مجرد هستن یا حتی متاهل - حداقل قبل از مرحله ی طلاق - هستن اینه که این قوانین رو بخونن و با حق و حقوق خودشون آشنا بشن. البته میدونم که خیلی ها می خونن و خیلی ها هم حداقل میدونن که چه قوانینی در ایران هست. من جزو گروه دوم بودم. که به شخصه نخونده بودم ولی یه چیزهایی میدونستم. پیدا کردنش کاری نداره. کافیه توی اینترنت یه سرچ کوچیک کنید.
یکی از کلمه های کلیدی که من خودم سرچ کردم : " شروط ضمن عقد در قانون " بود.
من توضیح اضافه تری نمیدم و ترجیح میدم اگر کسی علاقه مند هستش خودش بره دنبالش.
ولی از شروطی که من و دگری در عقدنامه ذکر کردیم٬ یکی این بود که حق مسکن در قوانین جمهوری اسلامی با آقا هستش٬ مگر اینکه اختیارش به خانوم داده بشه. ما این قانون رو توافقی کردیم. یکی دیگه از شروطی که هر دو طرف برای هم قائل شدیم این بود که زوج و زوجه هر دو ملزم به ثابت نگه داشتن وزن و ورزش در طول زندگی مشترکشون هستن٬ مگر اینکه هر دو نفر راضی باشن. البته این شرط واسه اون حاج آقایی که خطبه عقد رو می خوندن یه کمی خنده دار و فانی به نظر میرسید! ولی واسه ی ما مهم نبود! و آخریش که ممکنه خیلی از خانوم ها راجع بهش کنجکاو باشن اینه که حق طلاق قبل از جاری شدن خطبه ی عقد ٬ به زن داده نمیشه! یعنی چی؟ یعنی اینکه بعد از جاری شدن خطبه ی عقد٬ آقای دوماد زحمت می کشن یه وکالت نامه ی بلاعزل به عروس خانوم میدن که در طی اون این حق رو از خودش سلب میکنه. این جمله یعنی اینکه هر خانومی که الان هم متاهل باشه به راحتی می تونه حق طلاق رو بگیره.
یکی دیگه از شروطی که به نظر من واجب کفایی هستش مخصوصا واسه خانوم هایی که داخل ایران زندگی می کنن اینه که حق ازدواج دوم رو از مرد بگیرن. متاسفانه با قانون ها و لایحه های جدید و رنگارنگی که هر روز تصویب میشن و بعید نیست که پس فردا ازدواج دوم رو حق مسلم هر مردی بدونن٬ ترجیح بر اینه که به جای اینکه منتظر باشیم تا فمینیست هامون یه کاری بکنن خودمون از کارها و حرکت های کوچیک شروع کنیم! این مسئله رو تو جمع های دوستان و خونوادگی مطرح کنیم تا به سهم خودمون حرکتی در افزایش آگاهی خانوم های جامعه انجام بدیم.
خیلی از شروطی که بین ما رد و بدل شد٬ با شناختی که من از دگری به دست آوردم واقعا حداقل واسه خودم خنده دار و ساده بود! ولی بنا بر خواسته ی خود دگری نسبت به درج کردن اون ها اقدام کردیم که درس عبرتی بشیم واسه دیگران! و تغییر قوانینی که به نفع آقایون هستش تبدیل به یه عرف بشه.
شروط دیگه ایی هم داشتیم که ذکرشون تکراری خواهد شد چون در شروط ضمنی عقدی که در اینترنت هستش همه ی اونها اومده. شما می تونید درباره ی این موضوع فکر کنید و با توافق هردو نفرتون نسبت به درج شروط جدید اقدام کنید.
* از وقتی فـــ.ــیـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـــس بــ.ــ.ـ.ـ.ـ.ــ.وک رو محدود کردم به فامیل و دوست های دنیای واقعی - اگرچه رابطه ام با خیلی از دوستان دنیای مجازی بیشتر و صمیمی تر از دوستان دنیای واقعی ام شده بود - خیلی از دوستان رنجیده خاطر شدن. من علاوه بر اینکه حق ناراحتی و دلخوری رو بهشون میدم ولی هم زمان این حق رو هم به خودم میدم که از لو رفتن وبلاگ تپش های عاشقانه در پروفایلم ناراحت بشم. زندگی وبلاگی خیلی از ماها حقیقی تر از خود واقعی ما بین فامیل و آشنا هستش و مسلما دوستان وبلاگی خیلی بیشتر از دوست های دنیای حقیقی در ناراحتی ها و شادی های تو سهیم هستن و بیشتر می شناسنت. ولی ترجیح دادم زندگی وبلاگی و دنیای واقعی م رو کمی از هم جدا کنم و این موضوع فقط مربوط به خود من نبود. قسمتی از این مشکل به لو رفتن اسم وبلاگی دگراندیش هم بود که دگری اصلا دلش نمی خواست وبلاگ قدیمی در بین فامیل و دوست های مشترکمون لو بره و من باید به این خواسته ی ایشون هم احترام میذاشتم.
امیدوارم توضیحاتم قانع کننده باشن و بهم این حق رو بدید که دلم بخواد مثل سابق به دوستی مون تو همین محیط وبلاگی ادامه بدیم. تا پیش از اینکه پرنسس رو در فـــ..یــ..س بوق پیدا کنید من همین جا بودم و همین شکلی بودم و قول میدم که بعد از این نیز همین شکلی باقی بمونم! لطفا کمی درک کنید.
ممنون.
* پست بعدی درباره ی مشکلات زندگی به سبک ایرانی٬ اسپانیایی و انگلیسی خواهد بود!