*نوشته های نصفه نیمه ی زیادی توی ذهنم هستن که نمی تونم تکمیلشون کنم و اینجا قرارشون بدم. اینجا پر از نوشته های زیادی هست که پشت صحنه موندن و از ثبت موقت بودن فراتر نرفتن. بخوام بنویسم میشن تکرار و تکرار و تکرار که هر بار با بازی با کلمات از دل ِ تنگم و چشم های غصه دارم خواهم نوشت.

*اما درباره ی این عکس٬ من اطلاعاتی بیشتر از شما ندارم و صرفا عکس رو از یکی از سایت های اطلاع رسانی کپی کرده بودم. اگرچه که اعتقاد دارم حتی اگر این عکس به گفته ی یکی از دوست ها که نخواسته اسمش رو ما بدونیم٬ متعلق به عراق باشه باعث نمیشه که من نسبت به عکس شک و تردید نداشته باشم که برای ایران باشه! از دولتی که صدا و سیماش  دو تا آدم رو میارن تو اخبار ساعت دو و سوتی های آنچنانی میدن درباره ی تـــ.ر.ا.نــه مــ.وســ.وی آیا توقعی غیر از این دارید؟ یه بار میگن ترانه وقتی خودش این ماجرا رو شنید خندید! بعد دوباره پای تلفن هنگام صحبت با ترانه موضوع رو براش تعریف می کنن و ازش می خوان که خونسردی خودش رو حفظ کنه و نگران نشه چرا که اتفاقی نیافتاده!!

در کل٬ صرفا عکسی بود که تو بعضی از خبرگزاری های دیگه هم منتشر شد و احتمالا بعدها از صحت و سقم عکس مطلع خواهیم شد و نه الان!