آنچه گذشت ...
معمولا اول هر سریالی یه خلاصه ایی از آنچه گذشت نشون میدن. من هم دوست دارم فلاش بکی به اون چیزهایی که بر من گذشته توی این روز آخر سال داشته باشم.
دقیقا ۳۶۵ روز پیش منو تو زیر پل عابر پیاده روبروی میلاد نور ساعت ۸ صبح همدیگه رو در آغوش گرفتیم. این نوشته هم شاهد !
خدایا! تو رو قسم به برکت گندم زار
منو توی این سال به گونه ایی بساز ٬ شکل بده و بتراش تا برای صلح و عشق بکوشم
هر کجا نفرت است عشق باشم. هرکجا کینه است عفو باشم
هر کجا یاس است امید شوم و هرکجا غم است شادی شوم
سال نوی همه ی شما عزیزان مبارک باشه! امیدوارم سالی پر از عشق و آرامش در انتظار تک تک تون باشه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۷ ساعت توسط
|