تیک تیک، تیک تیک لحظه ها از دور تورو میاره ....
هیچ دقت کردید که یه آهنگ تو زمان های مختلف چقدر می تونه رو مود آدم تاثیر داشته باشه؟
مثلا راجع به من٬ آهنگ فرودگاه اندی این طوره. روزهای قبل که در فاز افسردگی به سر می بردم این آهنگ فقط اشک روونه ی صورتم می کرد و غم تو چشمام لونه می کرد و ... سعی می کردم اصلا تو فولدرهام هیدن ِش کنم که نبینمش.
این روزها ...
این روزها ٬ شدم یه گلوله انرژی. لب خند از روی لب هام جدا نمیشه. اون شب وقتی خبر اومدنش رو پای تلفن بهم داد پشت چراغ قرمز بودم. حواسم نبود که شیشه پایین ِ . یعنی اصلا فکرشم نمی کردم چنین خبری رو قراره بشنوم که شیشه رو بدم بالا. چنان جیغی زدم که حداقل تا شعاع دو کیلومتری همه به ماشین نگاه می کردن. اصلا دست خودم نبود که جلوی اشک هام رو بگیرم و خنده و اشک هام باهم قاطی نشن. دیگه ازون لحظه به بعد همش این آهنگ فرودگاه رو دارم با صدای بلند گوش میدم. واسم مهم نیست چند روز ایران می مونه. واسم مهم نیست که چند روزش رو می تونیم کنار هم باشیم. واسم مهم نیست که آیا می تونیم باهم بریم سفر یا نه. هیچی هیچی دیگه واسم مهم نیست. فقط می خوام ببینمش. حتی شده یه روز. حتی شده یه ساعت . حتی شده یه لحظه. انقدر دل تنگشم که دیگه بقیه چیزها و بقیه روزا رو نمی بینم. فقط می خوام که ببینمش. روی پاهام بند نیستم. خیلی کار دارم. خیلی زیاد. یعنی اصلا نمی دونم چه کارهایی دارما؟! ولی خب دیگه ... دارم همش دور خودم می چرخم و بدو بدو می کنم.
شنیدید میگن " پایان شب سیه سفید است " ؟ خدا کنه این جملهه واسه ماهم کاربرد پیدا کنه!
الهی نامه : خدایا. خودت از همه چی خبر داری. خودت می دونی. باهات حرف هام رو زدم٬ بارها و بارها. باهات اتمام حجت کردم . فقط می خوام اینجا جلوی بچه ها شاهد بگیرمت. قَسَمِت بدم. به هر کدوم از بنده های صالحت . که این دفعه خرابش نکن. از دیشب دوباره دارم خوب غذا می خورم. دیشب بعد مدت ها خوب خوابیدم. دوباره می خندم. دوباره اخلاقم عین قبل ترها شده. خرابش نکن. خواهش می کنم. خب؟
ته نوشت : مژدگونی شما سر جاش محفوظِ عزیزم! :))