تپش های عاشقانه
چند وقت پیش تر ها٬ یه گربه شبیه جانی دپ! منو به بازی دعوت کرده بود که باید قانون های مهم زندگیم رو می نوشتم. دل تنگی ٬ عدم تمرکز کافی و نداشتن حوصله به دلیل جو خاصی که در خونواده وجود داشت و خرابی اینترنت و امتحانات میدترم و خلاصه همه چی دست به دست هم داد تا من غیبت صغری داشته باشم. این مشکلات حل بشن با حوصله برخواهم گشت ... و اما قانون ها : + کسی که شکست خورده و ناراحته رو هی سرزنش و نصیحت نکنم و هی نگم : دیدی گفتم! من که گفتم! +به کسی که نسبت به وزنش حساسیت داره همین رسیدم نگم : واای فلانی چقدر چاق شدی! ( حتی اگه خیلی چاق شده بود! ) +وقتی یکی بی شعوره - حداقل از دید شخصی خودم- من کارشو تلافی نکنم! +از دروغ و اغراق شنیدن متنفرم! پس سعی می کنم هیچ وقت نه دروغ بگم نه اغراق کنم! + مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید! + وقتی می دونی که یه نفر از عهده ی انجام کار خاصی بر نمیاد خودت انجامش بده! +تلفن های غریبه رو جواب نده! + کوتاهی های خودت رو گردن دیگران ننداز! + نسبت به خودت سخت گیرانه ترین قوانین اخلافی رو داشته باش! + بهشت پر آدم های ابلهه! + موقع گرفتن بلیط قطار همیشه ویژه بانوان بگیر! + بدون که هر اتفاقی می افته مسببش خود خودت هستی! + مرز بین اعتماد به نفس و اعتماد به نفس کاذب اندازه ی یه موی نازک ِ! حد رو رعایت کن! + مرز بین خوش تیپی و خز بودن اندازه ی یک قدم ِ! مراقب باش کدوم طرفی میری! + اگه ۲ تا دادی ولی هیچی نگرفتی استاپ کن اون رابطه رو! + هر شب جورابهاتو بشور! + لب خند٬ حتی پشت تلفن! + رسم و رسوم زایده ی تخیلات یه سری آدم قبل از تو بوده! هر وقت حس کردی یه رسمی رو دوست نداری به رسم خودت عمل کن! + هر وقت حس کردی تنهایی٬ یادت باشه که یکی هست که خیلی به فکرته! و اون جز خودت نیست! + با مردهای مزاحم تعارف و رودروایسی رو بذار کنار! + در مواجهه با مردهای دسته ی بالا٬ گاهی لازمه چشماتو ببندی و دهنت رو باز کنی! حداقل سبک میشی! + از آدم های غمگین و منزوی و منفی نگر شدیدا دوری کن! + عشق نم نم شکل میگیره و نم نم از بین میره! هر چیزی غیر ازین بود بدون عشق نیست! + بیرون سالاد نخور! خوردی به زیر برگ های کاهو نگاه نکن! یه سری قوانینی هست که دوست دارم که انجامشون بدم ولی فعلا خیلی ضعیفم! : + وقتی عصبانی ام اول فکر کنم بعد حرف بزنم! + وقتی عصبانی ام قضاوت و پیش داوری ممنوع! + وقتی با کسی دعوا میکنم در دوست داشتنم خللی وارد نشه! ولو موقت! ولو اندک! + وقتی دل گیرم اگه یکی ۳ تا کوچه اون طرف تر گفت کره خر! فکر نکنم با منه! + حرف های دیگران راجع به من - مخصوصا موقعی که عصبانی هستن - صد در صد درست نیست! و لازم نیست تا چندین هفته راجع به تک تک اون کلمه ها خودم رو سرزنش کنم! + به کاری که می خوام بکنم شک نکنم! شک کنم خراب میشه! + تو رابطه ام با مرد زندگیم٬ گاهی لازمه دستم بالای کابینت نرسه!
از همه ی دوستانی که لطف کردن تولد دگراندیشم رو تبریک گفتن خیلی خیلی تشکر می کنم و در ضمن تولد سایر اردی بهشتی ها از جمله بابای خودم ٬ سمیر عزیز ٬ فانتازیوی دوست داشتنی و مسیح برادر گلم رو تبریک میگم. ( به ترتیب ۱۵ ام٬ ۱۷ ام٬ ۲۸ ام و ۳۰ ام ) ببینم کسی رو از قلم ننداختم؟ در ضمن دوستان زیر از طرف من دعوتن که اگه قبلا ننوشتن قانون های زندگی شون رو بنویسن : مشتی حسن آقا ٬ مسیح برادر گلم! ٬ ساسوشای نازنین ٬ سورنای عزیز ٬ فینگیل بانوی من! ٬ سهیل آقا ٬ فانتازیوی مهربان ٬ سمیر آقا! ٬ بی نشان عزیز ٬ عسل نازم ٬ بهاره ایی در غربت! ٬ مارال گلم ٬ اطلسی با چشم هایی پر از زندگی! ٬ نیروانای آرامش ٬ خانوم معلم ٬ آفتاب عزیز ٬ هانیکو و دوست خیلی خیلی عزیزم : دخترک. ( ساناز خانومم که وبلاگ نداره و تازه کامنت هم نمیذاره اگه دوست داشت تو کامنت ها بنویسه ) اگه کس دیگه ایی هم دوست داره بنویسه از طرف من دعوته! نوشتید خبر کنید که بخونم. * مرتبط با پست پیشین : حالم خوبه. یعنی خوب شدم . و همه ی این ها رو مدیون اونم . اونی که اومد توی زندگیم و بهم داره می فهمونه عشق و دوست داشتن یعنی چی. آی عشق! ازت ممنونم. از برای اینکه همه ی این روزها که من تلخ بودم رو تحملم کردی. از برای همه چی ٬ از تو ممنونم. *شما که غریبه نیستید! دروغ چرا؟! همیشه این موقع سال که میشه مثل بچه ها٬ شروع می کنم به روز شماری. واسه نوروز؟ نه همچین ... واسه ده روز قبل از نوروز. تولدم. همیشه دوست داشتم و عادت دارم که تولد دوستان رو در ساعات اولیه روز تولدشون و یا حتی یک روز جلوتر به خاطر اینکه - اولین نفر - باشم تبریک بگم و دیگه تقریبا بین دوست ها و آشناها به این کارم معروف شدم. و امسال اولین سالی بود که من از اول اسفند! دارم تبریک های تولدم رو میگیرم و نمی دونید چقدر کیف میده که نوزدهم اسفند تولدت باشه ولی از اول اسفند بهت تبریک بگن! حالا تبریک همه که با یه اس ام اس یا حضوری و یا تلفنی به یک کنار. تبریک چند تا از دوست های مخصوصم به یک کنار. که شدیدا سوپرایز شدم از نحوه ی تبریک گفتن شون. یکی شون که با یه شماره ی ناشناس ایرانسل از سه شنبه ی دو هفته پیش هر روز اس ام اس می زد و روزشماری می کرد برای به دنیا اومدن " یه دختر خوشمل! " و به دو تا اس ام اسی که زدم جواب نداد. منم فکر کردم مزاحمه و تازه دیشب فهمیدم بهترین دوستم " الناز" ه که خواسته امسال تولدم رو این جوری به پیشواز بره! و اون یکی تبریک تولدم هم مربوط میشه به هم اتاقی هام که روز جمعه زنگ زده بودن و چهار نفری پشت تلفن برام شعر " تولد تولد " می خوندن و وقتی فهمیدن عوض اینکه به قول خودشون یک روز زودتر زنگ زده باشن ده روز جلوتر زنگ زدن ٬ خودشون رو از تک و تا ننداختن و از روز جمعه هر روز زنگ میزنن اندازه ی سی ثانیه پشت تلفن برام شعر تولد می خونن و بعدش .... تاق! بدون اینکه منتظر دری وری های من بمونن ! تلفن رو قطع می کنن ! :)) و اون یکی تبریک جالب هم .... امروز پستچی برای من یه کارتون بزرگی آورد که روش نوشته بود خانوم ر. ح باز بفرمایند . آدرس فرستنده رو که خوندم دیدم نوشته : همدان! اندازه ی سه چهار ثانیه رفتم تو فکر که همدان؟! ما که فامیلی نداریم؟! و ادامه اش رو که خوندم دیدم نوشته : خوابگاه فلان. خانوم بهاره . ح . بله این خانوم بهاره . ح دخترعموی من هست که الان داره همدان درس می خونه. انقدر من ذوق زده شده بودم که نزدیک بود بگیرم پست چی مربوطه رو به جای بهاره بوس کنم. اومدم باز کردم دیدم یه تابلوی خیلی خوشگلی به اضافه ی یه نامه ست. که آخر نامه بعد از کلی دعاهای خوب خوب و قربون صدقه٬ نوشته : امیدوارم روز تولدت این کادو به دستت برسه و همه ی زحمات من برای به روز رسیدنش از بین نره . زنگ زدم بهش و کلی ازش تشکر کردم و گفتم درسته که روز تولدم به دستم نرسید ولی سوپرایز فوق العاده ایی بود و تو اولین نفر بودی! ( برای خوش حالی همه ی کسایی که به من لطف داشتن بهم تبریک گفتن مجبور شدم به همشون همین حرف رو بزنم) کلا امسال از اول ماه هر روز یکی بهم تبریک گفته. انگار امسال برای همه " ماه اسفند " مصادف شده با تولد من! البته ما تو فامیل زیاد اسفندی داریم ها؟! خیال نکنید حالا دارم خودم رو تحویل میگیرم! خیلی سال ها میشد که تبریکاتی که می گرفتم صرفا محدود می شد به اعضای خونواده ولی امسال ..... :) خیلی خوبه! حالا خدا نکنه همه به همون یه تبریک قناعت کنند!! :))) * سه شنبه آخرین جلسه ی ترم کلاس های زمستونیمه و برای ترم بهار هم با کلی دروغ های شاخ دار٬ بالاخره تونستم دیشب مرخصی رد کنم. می خوام یه مدت یه نفس راحت بکشم. * جناب دگری و خانوم لاغر دعوتم کردند به ترانه بازی. اگرچه که نزدیک به پنج ساله - شاید هم بیشتر- پیانو میزنم ٬ ولی هیچ گاه به طور حرفه ایی وارد موسیقی نشدم و پیانیست بودنم دلیل بر موسیقیدان بودنم نشد. نکته ی دوم٬ مسلما این لیست بیشتر از هفت ترانه خواهند شد و بیشتر اسامی خواننده خواهد بود تا ترانه. به خوبی و مهربانی خودتان ببخشید. ۱- از بچگی عاشق آهنگ های هایده بودم. اینکه میگم از بچگی واقعا همین طور بوده ها؟! همه و همه ی آهنگ هاش رو دوست دارم و بعضی هاشون رو که با پیانو می زنم اشک می ریزم و گاها همراه باهاش می خونم. در مراسم خاک سپاری هایده نوازنده ی آهنگ های هایده - انوشیروان روحانی - آهنگ " سراب " هایده رو اجرا می کنه و نم اشکی هم گوشه ی چشمش می نشینه. من هر بار این آهنگش رو می زنم چشم هام خیس می شن. با همه و همه ی آهنگ های هایده گوشه ایی از خاطرات من زنده می شن. چه آهنگ " وای به حالش " که یه شب با اجرای زنده ی " امیر " ما باهاش تو گوشه ی تاریک سالن چه قر ها که ندادیم و فریادش نزدیم ٬ چه آهنگ " مستی " و یا " تنها ترین تنها منم .. " و یا .... اصلا نمیشه من یه کدوم از آهنگ هاش رو بولد کنم و بگم این آهنگش .... همشون. ۲- در بازی فقط ترانه ها قبول هستن؟ نمیشه تک نوازی های امثالی مثل جواد معروفی و یا فریبرز لاچینی رو هم بگیم؟ از تک نوازی های جواد ٬ رویای جوانی ٬ ژیلا و خواب های طلایی ۲ حرف ندارن. از تک نوازی های آقا فریبرز بیشتر خوشم میان و لطیف ترن. آلبوم پاییز طلایی یک ٬ به جز یکی دو تا از آهنگ های آخریش ( اسم هاشون از بس عجیب غریب و طولانی هستن به یاد سپردنشون خیلی سخته ) خیلی قشنگ هستن. مخصوصا آهنگ "پاییز پاییز پاییز" و " در پاییز برگ ها میهمان من بودند " آلبوم پاییز طلایی دو رو هم دوست دارم. آهنگ اولش٬ که من هنوز نتونستم به طور کامل بزنم. از بس سخته!( یکی از استاد های من می گفت :" فریبرز برای اینکه آهنگ هاش رو منحصرا فقط شاگردهای خودش بتونن بزنن انقدر عجیب غریب این آهنگ رو ساخته که هر کسی نمی تونه اصلا بفهمه آیا در این آهنگ ساز دیگه ایی به کار رفته یانه؟! " اگه این آلبومش رو گیر آوردید و گوش دادید تصدیق می کنید که فکر می کنید این آلبومه سنتوره نه پیانو! ) ۳- از خود داریوش خیلی خوشم نمیاد . فقط بعضی آهنگ هاش مثل " دوباره می سازمت وطن " ٬ " به من نگو دوستت دارم " ٬ " حرف نمیزنم نرو ... ( چی بود اسم آهنگش؟ ) " " من آن موجم که آرامش ندارم " ائه خیلی شد که؟! آقا خوشم میاد ازش! از بعضی از آهنگ هاشه که خوشم نمیاد. :) ۴- از همه ی آهنگ های فریدون فروغی. حالا بعضی هاش بیشتر بعضی هاش کمتر. ۵- سیاوش قمیشی منو یاد روزهای آخر دبیرستان و حال و هوای شیطنت های اون موقع و عقاید خنده داری که داشتم٬ می اندازه. نمی تونم نسبت به بعضی هاشون بی تفاوت باشم. ۶- از معین. بعضی ترانه هایی که انتخاب کرده با صدای معین جاودانه شدن. مثل " سفر "٬ " پنجره "٬ " پریچهر "٬ " امان امان " که شدید این آهنگه منو سر ذوق و قر میاره! :)) و این آلبوم آخرش " ملاقات " اصلا آقا نمیشه همه ی آهنگ های معین رو هم حساب کنید؟! ۷- از ترانه های قدیمی: " از تو تنها شدم " سیمین غانم ٬ تقریبا همه ی آهنگ های ویگن ( چون منو شدید یاد پدربزرگ مرحومم میندازه ) ٬ آلبوم هم خونه اش آهنگ " صدای گریه " ٬ " عاشقم من " دلکش ٬ " مرا ببوس " حسن گل نراقی ٬ " عزیز بنشین به کنارُم " سیما بینا ٬ " خاطر خواه " !! عهدیه ( این ترانه جریان ها دارد. چقدر ما خندیدیم و رقصیدیم و .... ) + یک عالمه ترانه های قدیمی و جدید دیگه .... ۸- ترانه های شش و هشتی رو نه می تونم بگم دوست ندارم نه می تونم بگم خوشم میاد. ربط داره به مودم. و قری که می خوام - و می تونم - باهاش بدم! * فقط ترانه های ایرانی رو نوشتم . * از شادی ٬ سورنا٬ مشتی حسن آقای قدیم ٬ علی آقا ٬سمیر نامه رسون ٬ رفیق قدیمی، چادر نشین ٬ مارال ٬ و اوممم و هر کس دیگه ایی که کامنت گذاشت ٬ دعوت می کنم تا از ترانه های مورد علاقه اش بنویسه. * بعضی وقت ها توی مود که باشم توی خیابون٬ سر کلاس درس ٬ توی قطار ٬ توی رستوران ٬ توی فرودگاه! هر جا که باشم با هر آهنگی یه قـِر می دم. حالا این قِــر می تونه توی رستوران زیر میز و ریز باشه یا اینکه وسط فرودگاه از شلوغی استفاده کنم و ... ! یه قــِر رو که مجازم؟؟ * هـــــــــــــــــوم ....! اول و دوم مـــارس! شنبه و یک شنبه ! هــــوم!

| Design By : Night Skin |
