تبليغاتX
تپش های عاشقانه


تپش های عاشقانه

 

بین تموم حرف های نزده و بغض شده میون حنجره و دهانم٬ اون هایی که تا بیخ گلوم بالا اومدن و با یه بزاق سرد فرو رفتن تا مثل بقیه بشن حرف های فروخورده٬ بین تموم اون حرف ها گیر کردم.

+ فیلم  Black Book رو چند روز پیش از Gem Tv دیدم. فیلم در زمان جنگ جهانی دوم روایت میشه و درباره ی دختر یهودی خواننده ایی ست که خونوادش به طرز وحشتناکی توسط چند افسر آلمانی در کشتی کشته میشن و اِلیس به عضویت گروه زیرزمینی مقاومت هلندی درمیاد. همه ی فیلم حول فعالیت های سیاسی این گروه صورت میگیره و فداکاری هایی که این گروه برای حفظ کشورشون انجام میدن. صحنه های شکنجه ی اِلیس رو نصفه نیمه میدیدم. اشک هام امون نمیدادن . شاید اگر فیلم رو در هر مقطع زمانی دیگه ایی میدیدم انقدر تحت تاثیر قرار نمیگرفتم که این روزها قرار میگیرم بس که اشکم همین گوشه ی چشمم هست و با دیدن و شنیدن هر خبری بی اختیار هق هق گریه می کنم. حتی از تصور کردن شکنجه ها و تصویر سازی هاشون حالم بد میشه.

+ حالم بده؛ نا امیدیی هست که بدجور گریبانم رو گرفته ؛ بیماری روحی هست که بدجور داره پیشرفت می کنه و آینده ی نامعلومی که جلوی پام هست؛ همه ی این ها هست و این ها باعث شدن که بدجور تحریک پذیر باشم و اعصابم ضعیف. ولی اینها دلیل نمیشن که ازتون تشکر نکنم. از تک تک اونایی که با حرف های قشنگشون تونستن برای چند لحظه لب خند و امید رو بر روی لب های من بیارن. حقیقتا نمیدونم چطور تشکر کنم از شماها. به خدا نمیدونم. خیلی مرسی. کامنت های خصوصی پست قبل خیلی زیاد بودن. نتونستم به همشون جواب بدم. ولی مطمئنا جواب میدم. بازم مرسی.

 

شنبه هفتم شهریور 1388 .| |


Design By : Night Skin