عروسي تموم شده .... اومدم پونزده روز برم لب دريا با بيکني بخوابم و يه رنگ شم و خستگي و بدو بدوي اين چند وقته از تنم در بياد. از همه ي اونايي که به يادم بودن ممنونم. حالم خوبه و الان از يه هتل دارم اينارو مي نويسم. فعلا شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 .|
عروسي تموم شده .... اومدم پونزده روز برم لب دريا با بيکني بخوابم و يه رنگ شم و خستگي و بدو بدوي اين چند وقته از تنم در بياد. از همه ي اونايي که به يادم بودن ممنونم. حالم خوبه و الان از يه هتل دارم اينارو مي نويسم.
فعلا